نخستین گفتگوی رسمی با دبیر جشنواره سی و هفتم فجر: از هزینه های مجهول جشنواره تا پردیس ملت و ماجرای بازگشت فیلم اولی ها –
1 روز پیش ارسال شده








نخستین گفتگوی رسمی با دبیر جشنواره سی و هفتم فجر: از هزینه های مجهول جشنواره تا پردیس ملت و ماجرای بازگشت فیلم اولی ها


::

۲۵ مهر ۱۳۹۷  ::











ابراهیم داروغه زاده



 



سی نت:
دبیر سی‌وهفتمین جشنواره ملی فیلم فجر با اشاره به سنگینی قبول مسئولیت هم‌زمان معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی و دبیری فجر، تاکید دارد ملاک تعاملش با نهادهای بیرون از ارشاد قانون است.

محمد صابری: هرچند سکان دو بخش خبرساز و پرحاشیه سینما را در دست دارد اما اساسا اهل چالش نیست؛ ابراهیم داروغه‌زاده که برای دومین سال پیاپی قرار است هم‌زمان با تکیه بر کرسی معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، ردای دبیری جشنواره ملی فیلم فجر را هم برتن کند، اهل جنجال‌های رسانه‌ای نیست و شاید به همین دلیل هم تبدیل به گزینه ایده‌آل مدیران ارشد سینما برای سکان‌داری این مسئولیت‌های پرچالش شده است.

داروغه‌زاده البته به همان میزان که در میدان حواشی پیشقدم نمی‌شود در پاسخ به پیگیری‌ها صریح است و این ویژگی کمک می‌کند تا در فضای رسانه چهره‌ای خنثی نباشد و هر از گاهی موضع‌گیری‌هایش در موارد خاص تبدیل به سوژه محافل سینمایی و رسانه‌ای شود.

این برنامه‌ساز سابق سیما که آثار جریان‌سازی چون «مردم ایران سلام» را در کارنامه تهیه‌کنندگی تلویزیونی خود دارد، حالا چند سالی است که مهمان کرسی مدیریت سینما شده و به رغم میل باطنی قرار است نیمه دوم سال ۹۷ را هم در تلاطم حواشی ریز و درشت جشنواره ملی فیلم فجر پشت‌سر بگذارد.

بخش نخست از گفتگوی صریح خبرگزاری مهر با ابراهیم داروغه‌زاده را با تمرکز بر دبیری او بر جشنواره سی‌وهفتم ملی فیلم فجر، یک روز پس از انتشار رسمی فراخوان این رویداد، در ادامه می‌خوانید.

* پیش‌تر از «بی‌تمایلی» خود برای قبول دبیری سی‌وهفتمین جشنواره ملی فیلم فجر گفته بودید. این بی‌تمایلی ریشه در حس شخصی و تجربه شما در دبیری دوره قبل داشت و یا به تعبیر کمی شیطنت‌آمیز یک «ناز مدیریتی» بود!؟

– تمایل نداشتن من به قبول مسئولیت هم‌زمان دبیری جشنواره فجر و مسئولیت معاونت ارزشیابی و نظارت به همان دوره قبل برمی‌گردد. به هر حال آن دوره آقای حیدریان رییس سازمان سینمایی اصرار کردند و به‌واقع هم علی‌رغم میل باطنی آن را پذیرفتم. البته این به معنای آن نیست که این دو مسئولیت الزاماً تناقضی با هم دارند بلکه به دلیل حجم زیاد کار بود که تمایل به پذیرش نداشتم. حکمی که آن موقع برای بنده صادر شد بدون تاریخ و اشاره به دوره خاص بود و طبیعتاً انتظار این بود که کارهای دوره بعد را هم بلافاصله بعد از اتمام همان دوره آغاز کنم و حتی در جلسات شورای سیاست‌گذاری هم دعوت می‌شدم با این ذهنیت که همچنان دبیر بمانم. در همین حین چند نوبت درخواست کردم که این اتفاق امسال نیفتد اما در ماه‌های اخیر اصرار مجدد آقای حیدریان به همراه نظر موافق جناب آقای دکتر صالحی (وزیر ارشاد) موجب شد که این مسئولیت را قبل کنم.

* در دوره سی‌وششم احتمالاً براساس حس و برآوردی که از سنگینی هم‌زمان این دو مسئولیت داشتید بی‌تمایل بودید، اما در دوره سی‌وهفتم ناظر به یک دوره تجربه دست به تصمیم زدید، این بار تصمیم‌گیری دشوارتر نبود؟

-خیر. واقعیت این است که حجم این کارها واقعاً سنگین و توان‌فرسا است اما به نظرم می‌رسد این دوره در قیاس با دوره قبل کمتر توان‌فرسا خواهد بود چراکه بالاخره تجربه دوره قبل را دارم. هرچند بازهم ترجیحم بر قبول نکردن هم‌زمان این دو مسئولیت بود.

* شما از سوی سازمان صداوسیما مامور به خدمت در وزارت ارشاد هستید. شنیده‌ام تاخیر در اعلام رسمی دبیری شما برای این دوره از جشنواره به دلیل پایان دوره ماموریت در وزارت ارشاد و بی‌تمایلی ریاست صداوسیما برای تمدید آن و مذاکرات ارشاد برای کسب نظر مساعد بوده است؟

-فکر نمی‌کنم دبیری من در جشنواره فجر مشخصاً منافاتی با اتمام دوره ماموریتم داشته باشد اما ادامه حضورم در معاونت ارزشیابی و نظارت به‌عنوان یک شغل تمام‌وقت، نیاز به تمدید داشت به همین منظور آقای دکتر صالحی به دکتر علی‌عسکری نامه زدند و موضوع آن حل شد. ماموریت ما هر سال نیاز به تمدید دارد و از آنجایی که من سال‌های زیادی است که در ارشاد مامور هستم، طبق قانون سازمان صداوسیما تنها با نظر رئیس سازمان، امکان تمدید ماموریت داشتم که این اتفاق هم افتاد.

* در عین حال تا پیش از انقضای این یک سال اگر تغییری در معاونت ارزشیابی و نظارت صورت بگیرد و فرد دیگری معرفی شود، امکان بازگشت شما به صداوسیما وجود دارد.

-در صورت نبود نیاز در ارشاد طبیعتاً به صداوسیما بازمی‌گردم.

* جشنواره فیلم فجر در دوره‌هایی به‌واسطه حضور مدیرعامل بنیاد فارابی در مقام دبیری، شأن ویترین «تولید» در چرخه سینمای ایران را داشت. از دوره گذشته و با دبیری معاون ارزشیابی و نظارت، برخی معتقدند که تبدیل به شاخص «نظارت» شده است. بی‌تعارف، نظارت از نگاه فیلمساز معمولاً یک دست‌انداز قلمداد می‌شود و حضور در جشنواره فیلم فجر یک فرصت، چه پاسخی به نگرانی فیلمسازانی دارید که احساس می‌کنند با دبیری مجدد شما در مسیر استفاده از این فرصت با دست‌انداز مضاعفی مواجه شده‌اند؟

-نکته اول اینکه تا پیش از این دو دوره هم الزاماً همیشه مدیرعامل فارابی دبیر جشنواره فجر نبوده است. نکته دوم اینکه شورای بازبینی ارشاد که مسئول صدور مجوز به فیلم‌ها است، ‌ اساساً شورایی مستقل است. اشتباه مرسومی که ما داریم این است که فکر می‌کنیم معاون ارزشیابی و نظارت ارشاد است که به یک فیلم مجوز می‌دهد، یا نمی‌دهد درصورتی که یک شورای ۹ نفره این مسئولیت را در ارشاد برعهده دارد که با حکم وزیر انتخاب می‌شوند. اگر فیلمی بتواند از این شورا مجوز بگیرد، باید نمایش داده شود و اگر نتواند، نباید…

* و می‌خواهید بگویید معاون نظارت تنها یک رأی در این شورا دارد؟

-حتی یک رأی هم ندارد. این شورا کاملاً مستقل عمل می‌کند و معاون نظارت صرفاً دبیر این شورا است تا روند اجرایی کارها تسریع و تسهیل شود. سرنوشت فیلم‌ها به‌طور کامل منوط به نظر همان ۹ نفر است. از طرف دیگر و در دوره‌های مختلف جشنواره تا به امروز، پس از آنکه هیات انتخاب فیلم‌ها را انتخاب می‌کند، همین شورای بازبینی باید برای نمایش آن‌ها در جشنواره مجوز لازم را صادر کند، فارغ از اینکه دبیر جشنواره مدیر فارابی یا حتی رئیس سازمان سینمایی باشد این فرآیند طی می‌شود.

این بازبینی جشنواره‌ای شاید مقداری سهل‌گیرانه‌تر هم باشد اما وجود دارد و برای همه جشنواره‌ها من‌جمله «فجر» صورت می‌گیرد. با این توضیحات در سال گذشته هم هیچ فیلمی نبود که هیات انتخاب آن را انتخاب کرده باشد اما شورای بازبینی به دلیل ممیزی جلوی حضور آن در جشنواره را بگیرد. شورای انتخاب هم که نمایندگانی از اهالی سینما هستند و انتخاب‌هایی کاملاً سینمایی داشتند. حتی می‌خواهم بگویم هیچ فیلمی با ظن امکان ممیزی هم از سوی هیات انتخاب کنار گذاشته نشد.

* درباره شأن و تاثیر معاونت ارزشیابی و نظارت، روایت شما خیلی با تصویری که در بازه‌های مختلف از معاونان این بخش در ذهن داریم، منطبق نیست. به‌خصوص که اعلام نظر صریح همین معاونان له یا علیه یک فیلم تاثیر مستقیم بر سرنوشت آن می‌گذاشت، مثال بارز آن هم «خانه پدری» است که با نظر مستقیم معاون نظارت وقت تا به امروز در محاق مانده است، پس شورای ۹ نفره خیلی هم مستقل از نظر معاون عمل نمی‌کند…

-مستقل از معاون نظارت که نیست، زیر نظر معاونت محسوب می‌شوند. بالاخره درباره صدور پروانه ساخت و نمایش، آیین‌نامه‌هایی قانونی صادر شده است که این آیین‌نامه‌ها هم مصوب هیات دولت است و جایگاه معاونت در آن‌ها تعیین شده است. ما مجری این قوانین هستیم. شورای پروانه ساخت که طبق قانون با حکم رئیس سازمان سینمایی کار می‌کند، وظیفه خواندن فیلمنامه‌ها و اعلام نظر را دارد اما دبیرخانه این شورا در معاونت نظارت و ارزشیابی است و معاون و مدیرکل بدون حق رأی در جلسات شورا حضور دارند. شورای پروانه نمایش هم همین‌طور است با این تفاوت که اعضای آن با پیشنهاد رئیس سازمان سینمایی و حکم وزیر تعیین می‌شود. مدیرکل و معاون نظارت در جلسات این شورا هم بدون حق رأی حضور دارند. اینکه معاون یا مدیرکل موضعی را اعلام کند، ‌ شاید در نظر و رأی شورا تاثیر بگذارد، بالاخره در آن شورا هم گفتگو جریان دارد و نظرات معاون سازمان سینمایی، به‌عنوان نماینده رئیس سازمان موردتوجه اعضا قرار می‌گیرد اما در مجموع نظر نهایی را اعضا باید بدهند.

* همین‌جا بد نیست درباره سطح تعامل و تاثیرگذاری نهادها و مراکز فرهنگی بیرون از ارشاد بر عملکرد هیات‌های انتخاب و داوری جشنواره هم صحبت کنیم؛ از موسسه رسانه‌ای «اوج» گرفته تا «قوه قضاییه». نسبت این مراکز با جشنواره ملی فیلم فجر چیست و آیا تاثیری بر فرآیند برگزاری این رویداد دارند؟

-واقعیت این است که خود ما که در وزارت ارشاد مسئولیت این کارها را برعهده داریم، به گونه‌ای برآیند نهادهای فرهنگی نظام هستیم و بالاخره جدای از این فرآیندها نبوده‌ایم. این نکته و نسبت هم درباره مدیران سازمان سینمایی صادق است و هم درباره بخش‌های مختلف جشنواره فجر اعم از هیات‌های انتخاب و داوری. از این منظر یک هم‌سویی در سیاست‌های کلان فرهنگی همواره در کشور وجود داشته و دارد، اما اینکه نهادهایی خارج از ضوابط قانونی بخواهند عمل کنند، حتماً این‌گونه نیست.

همه نهادهای فرهنگی مورد اشاره شما محترم هستند اما ملاک ما برای عمل، قانون است. انصافاً هم جشنواره فجر سال گذشته نه در مرحله انتخاب و نه در مرحله داوری با هیچ فشار بیرونی‌ و خارج از عرف سینمایی مواجه نبود. نه تنها از بیرون سازمان سینمایی که از طرف مدیران سازمان هم هیچ فشاری روی هیات‌های انتخاب و داوری جشنواره سی‌وششم نبود.

* این پاسخ مشترک همه دبیران جشنواره در دوره‌های مختلف است اما به‌رغم این توضیح مکرر این شائبه از بین نمی‌رود؛ مثلاً فیلمسازی مانند احمدرضا معتمدی دو فیلم «راه رفتن روی سیم» و «سوءتفاهم» را می‌سازد. اولی که به نسبت فیلم بهتری هم هست از سوی هیات انتخاب پذیرفته نمی‌شود اما دومی به‌رغم کیفیتِ نه‌چندان قابل دفاع در بخش اصلی جشنواره روی پرده می‌رود. فکر نمی‌کنید از نگاه بیرونی حضور موسسه اوج به‌عنوان تهیه‌کننده فیلم دوم، این شائبه درباره شانس بیشتر آن برای پذیرفته شدن در جشنواره را تشدید می‌کند؟

-«راه رفتن روی سیم» در جشنواره سی‌وپنجم بررسی و رد شده بود و تا جایی که در خاطر دارم در دوره سی‌وششم اساساً به هیات انتخاب ارائه نشده بود اما از این منظر هم نگاه کنیم، سرمایه‌گذار این فیلم هم «فارابی» است و اگر قرار بر عنایت ویژه به سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده بود، این فیلم هم باید به جشنواره راه پیدا می‌کرد. مشخصاً درباره «سوءتفاهم» نگاه هیات انتخاب این بود که احمدرضا معتمدی فیلم متفاوتی ساخته است که به‌عنوان یک تجربه تازه سینمایی از سوی یک کارگردان بنام سینما، بهتر است در جشنواره دیده شود؛ فارغ از اینکه خوب یا بد باشد.

* درباره شائبه فشار از بیرون، شما ۲ پاسخ می‌توانید بدهید؛ یکی اینکه اساساً فشاری وجود ندارد و دیگری اینکه در مقام دبیر مقابل این فشارها ایستادگی می‌کنید. کدام واقعی‌تر است؟

-(پس از اندکی مکث و همراه با لبخند) هر دو می‌تواند درست باشد.

* یعنی شرایط در دوره‌های مختلف تفاوت دارد؟

-نه. واقعاً هر دو می‌تواند درست باشد به این معنا که اگر هم فشاری از بیرون وجود دارد، دبیر جشنواره موظف است از رأی و نظر هیات‌های انتخاب و داوری این رویداد صیانت کند. همه تلاش بنده هم در دوره گذشته بر همین اساس بود و انصافاً هم باید بگویم فشاری وجود نداشت.

* احتمالاً این از همان مباحثی است که سخت می‌شود درباره آن شفافیت داشت!

-نه. وقتی شما سوالتان شفاف و مبتنی‌بر مصداق نیست، نمی‌توانید انتظار جواب شفاف هم داشته باشید. وجود این فشارها صرفاً یک شائبه است و هیچ سندی هم درباره آن وجود ندارد. شفاف‌ترین پاسخی که می‌توانم در رد این شائبه به‌خصوص درباره جشنواره گذشته بدهم، ارجاع شما به ترکیب فیلم‌ها است. در جشنواره‌ای که از «به‌وقت شام» و «تنگه ابوقریب» داشته‌ایم تا «کار کثیف» و «عرق سرد» از سویی و «بمب» و «مغزهای کوچک زنگ‌زده» از سوی دیگر، چه فشاری می‌توانسته وجود داشته باشد؟ این تنوع از آثاری که هر کدام نماینده طیف فکری خاصی از جامعه هستند در جشنواره حضور داشته‌اند و اگر قرار بر قیاس و ارزیابی است باید میان فیلم‌های انتخاب نشده و فیلم‌های حاضر در جشنواره قضاوت داشته باشید تا بتوانید عملکرد هیات انتخاب را بررسی کنید. بالاخره هر هیات انتخاب سلیقه و نگاهی دارد که باید به آن احترام گذاشت.

* اتفاقاً بخش قابل‌توجهی از فیلم‌های بازمانده از جشنواره سی‌وششم چند ماه بعد در جشنواره جهانی روی پرده رفتند و این باعث شد قضاوت درباره عملکرد هیات انتخاب جدی‌تر شود. فیلم‌هایی مثل «درساژ»، «گرگ‌بازی»، «آستیگمات»، «رضا» و غیره آثاری بودند که به‌رغم استانداردهای سینمایی به جشنواره راه پیدا نکردند.

-اگر جشنواره جهانی فجر هم قرار بود از میان کل آثار، دست به انتخاب بزند ممکن بود این فیلم‌ها انتخاب نشوند اما از میان فیلم‌های بازمانده از جشنواره فجر ملی این آثار را انتخاب کردند. بالاخره ما تنها ۲۲ انتخاب برای بخش اصلی داشتیم و اگر هر کدام از این فیلم‌ها در جشنواره بود، ‌فیلم دیگری باید بیرون می‌ماند که شما می‌توانستید امروز درباره آن سوال کنید. مثلاً فکر کنید فیلم «درساژ» بود و «بمب» نبود؛ باز چنین سوالی نمی‌پرسیدید؟

* اما اگر «درساژ» بود و «امپراطور جهنم» نبود، حتماً کسی به شما خرده نمی‌گرفت!

-بله. این احتمالاً تنها فیلمی است که می‌توانید مثال بزنید!

* یعنی معترف به کیفیت پایین «امپراطور جهنم» هستید؟ پس دلیل حضورش در جشنواره چه بود؟

-تشخیص هیات انتخاب بود و این فیلم باید دیده می‌شد؛ به دلایل مختلف. اعضای هیات انتخاب ناظر به حواشی‌ای که سال قبل درباره آن به وجود آمد و برای همه به‌خصوص رسانه‌ها این پرسش را به‌وجود آورده بود که فیلم چه کیفیتی دارد، به این نتیجه رسیدند که فیلم باید در جشنواره دیده شود.

* یعنی حضورش صرفاً پاسخی به حاشیه‌سازی‌ها بود؟

-بالاخره فیلمی بود که فضای رسانه‌ای پررنگی حول‌وحوش آن شکل گرفته بود اما هنوز دیده نشده بود و قضاوت درباره آن سخت بود. بهتر بود به جشنواره می‌آمد تا همه آن را ببینند و قضاوت کنند.

* برگردیم به جشنواره سی‌وهفتم و تغییراتی که اعلام کرده‌اید در این دوره شاهد هستیم. بازگشت بخش فیلم‌اولی‌ها به جشنواره با توجه به تجربه دوره سی‌وششم و غیاب این بخش، چطور رقم خورد؟

-سال گذشته که ما مسئولیت برگزاری جشنواره را برعهده گرفتیم، تلاش کردیم تا حد امکان تغییرات کمی در شیوه برگزاری داشته باشیم. مهم‌ترین تغییر شاید کاهش تعداد فیلم‌ها بود وگرنه در دوره سی‌وپنجم هم ما بخش مستقلی برای فیلم‌اولی‌ها نداشتیم. در دوره سی‌وششم اما سیمرغ فیلم‌اولی را داشتیم و از هیات انتخاب هم خواستیم فیلم‌اولی‌هایی که ارزش‌های سینمایی دارند، انتخاب کنند پس از نظر شکلی تفاوتی با دوره قبل نداشت اما به جهت اعتراض خود سینماگران و اصحاب رسانه نسبت به کمیت بالای فیلم‌های جشنواره سی‌وپنجم، تصمیم گرفتیم در دوره سی‌وششم فیلم‌های بخش مسابقه را کاهش دهیم. طبیعتاً این کاهش باعث کم شدن تعداد فیلم‌اولی‌ها هم شد…

* البته فیلم‌اولی‌های خیلی خوبی پشت خط ماندند و بعضی از آن‌ها بعدتر در جشنواره جهانی فیلم فجر دیده و تحسین شدند…

-بالاخره وقتی تعداد فیلم‌ها کم می‌شود، شانس حضور فیلم‌ها هم به همان میزان کم می‌شود. حتی فیلم آقای مؤتمن که فیلم خوبی هم بود، ‌ فیلم‌اولی‌ هم نبود، شانس حضور در جشنواره را پیدا نکرد. اگر فیلم‌های بخش مسابقه را بیشتر در نظر می‌گرفتیم حتماً این فیلم‌ها هم به جشنواره راه پیدا می‌کرد. در هر حال در همان شرایط هم سازندگان فیلم‌های اول این گلایه را داشتند که ما به دلیل تجربه اول، نمی‌توانیم با فیلمسازانی که پیش‌تر امتحان خود را پس داده‌اند و سرمایه‌گذاران بهتری هم داشته‌اند، رقابت کنیم.

درست است که در سینما و در نهایت همه این فیلم‌ها باید روی پرده قضاوت شوند، اما چون بحث استعدادیابی هم در میان است نظری مطرح شد مبنی‌بر اینکه بهتر است این بخش مجدد مستقل شود. در شورای سیاست‌گذاری جشنواره این دیدگاه را از طرف دوستان فیلم‌اولی مطرح کردم و در نهایت به جمع‌بندی احیای این بخش رسیدیم.

* اینکه در دو سه دوره پیاپی چهره‌هایی مانند سعید روستایی و محمدحسین مهدویان به‌عنوان فیلم‌اولی درخشش ویژه‌ای در جشنواره داشتند، آیا در شکل‌گیری اصل ایده حذف فیلم‌اولی‌ها از جشنواره موثر بود؟ آیا نگرانی‌ای در بدنه فعالان باسابقه‌تر سینما به وجود آمده بود؟

-نه واقعاً این طور نبوده است. در همان دوره‌هایی هم که اشاره می‌کنید، هم فیلم مهدویان و هم فیلم روستایی علاوه‌بر بخش فیلم‌های اول، در بخش رقابت اصلی حضور داشتند. هیچ وقت این فرصت برای این آثار از بین نرفته کمااینکه در دوره گذشته هم فیلم‌اولی‌هایی که از نظر ارزش‌های سینمایی قابل‌توجه بودند، در بخش اصلی پذیرفته شدند. اتفاقاً فیلم‌اولی‌هایی در نبود بخش مستقل دچار مشکل می‌شوند که شاید هم‌رده با تولیدات بخش اصلی سینمای ایران نیستند اما استعدادی در خود دارند که شاید با سرمایه‌گذاری بهتر بتواند بهتر هم به نتیجه برسد. حضور این بخش به این دست آثار کمک خواهد کرد.

* نکته دیگر درباره جشنواره سی‌وهفتم فیلم فجر میزبانی پردیس ملت برای اصحاب رسانه است که گویا به‌رغم انتقادها در دوره قبل به تکرار آن مصر هستید. براساس چه ملاک و معیاری تجربه دوره سی‌وششم در این پردیس را موفق ارزیابی کرده و به دنبال تکرار آن هستید؟

-اساساً ما ایرانی‌ها با هر تغییری مشکل داریم! بالاخره هر تصمیمی که گرفته می‌شود، معایب و مزایایی دارد و براساس جمع‌بندی این موارد است که ما به تصمیم درست می‌رسیم. بنده هم اطلاع دارم که در پردیس ملت ما مشکلاتی داشتیم که مهم‌ترین آن بحث پارکینگ بود، کمااینکه هنوز هم هست و این یک مشکل ۱۰ ساله است! ولی هیچ وقت خبرنگاران سینما، مردمی که شبانه‌روز ماشین‌های خود را کنار خیابان پارک می‌کردند تا به سینما بروند و پلیس هم آن‌ها را جریمه می‌کرد، ندیده بودند! انتقادی هم به شهرداران در این زمینه نکرده بودند. بالاخره یک پردیس سینمایی در یکی از نقاط خوب شهر احداث شده و عجیب است که فکری به حال پارکینگ آن نمی‌شود. در جشنواره سال گذشته این بحث به‌صورت جدی‌تر موردتوجه رسانه‌ها قرار گرفت.

در عین حال هم توجه داشته باشید که ما اساساً برای میزبانی جشنواره‌های مختلف هنری چند گزینه محدود بیشتر نداریم که محدودیت این گزینه‌های ممکن هم باز ارتباطی به دبیر جشنواره‌ها و حتی وزارت ارشاد ندارد. در همه جای دنیا این از وظایف شهرداری‌ها است که مراکزی را برای این دست رویدادها احداث کنند. کمااینکه هنوز هم به چنین مرکزی نیاز داریم.

* این که گزینه‌ها محدود است قبول، اما تا پیش از احداث مرکز ایده‌آل، اصرار شما برای کوچ از «برج میلاد» به‌عنوان جایی که با تمام نقاط ضعف بالاخره جاافتاده و به ثباتی رسیده بود، چه دلیلی داشت؟

-ایرادهای میلاد به تواتر از سمت اصحاب رسانه و به‌خصوص سینماگران اعلام می‌شد. مهم‌ترین ایراد هم استاندارد نبودن سالن نمایش بود. حتی سیستم پخش دی‌سینما هم نداشت و ما باید خودمان آن را تجهیز می‌کردیم. از سوی دیگر تعداد بالایی از اصحاب رسانه معترض ظرفیت سالن بودند، به‌خصوص که سینمای مختص رسانه‌ها نبود و همه دوستداران و مرتبطان با سینما سهمی برای خود می‌خواستند. این شرایط، هم مزاحم کار رسانه‌ها بود و هم مدیریت ما برای پاسخگویی به همه درخواست‌ها را دشوار کرده بود. براساس همین شرایط تصمیم گرفتیم به این اصل حرفه‌ای جشنواره برگردیم که سینمای رسانه‌ها باید مستقل باشد. برای این منظور هم ناگزیر از انتخاب گزینه‌ای جدید بودیم و به‌رغم همه دشواری‌هایی که برای ما داشت، پردیس ملت را انتخاب کردیم.

امسال حتماً شرایط مدیریت این پردیس با توجه به تجربه سال قبل ساده‌تر خواهد بود. ضمن آنکه از مدیر روابط عمومی جشنواره که مسئولیت سینمای رسانه‌ها را عهده‌دار است خواسته‌ام با بررسی و رفع نقاط ضعف سال گذشته در این دوره شرایط بهتری داشته باشیم. معتقدم همان سال قبل هم اگر انرژی‌ای را که دوستان برای مخالفت با این جابه‌جایی گذاشتند، صرف یک جریان رسانه‌ای برای مطالبه از مسئولان شهری می‌کردند تا مشکل جدی پارکینگ پردیس ملت برطرف شود، ‌ امسال شرایط بهتری می‌داشتیم؛ نه فقط به خاطر جشنواره فیلم فجر بلکه برای همه مخاطبانی که در طول سال از این پردیس استفاده می‌کنند.


 




منبع:






مهر




۱۹

فائز حسینی




+ نخستین گفتگوی رسمی با دبیر جشنواره سی و هفتم فجر: از هزینه های مجهول جشنواره تا پردیس ملت و ماجرای بازگشت فیلم اولی ها –
نمی‌توانیم برای مخاطبان موسیقی تعیین تکلیف کنیم
1 روز پیش ارسال شده


فرزاد فخرالدینی: نمی‌توانیم برای مخاطبان موسیقی تعیین تکلیف کنیم

سرویس موسیقی انجمن تئاتر: فرزاد فخرالدینی نوازنده گیتار الکتریک در گفت‌وگو با خبرنگار موسیقی انجمن تئاتر گفت: همه می‌دانیم که موسیقی غذای روح انسان است و به کمک آن می‌توانیم به آرامش برسیم. مخاطبان باید انواع موسیقی را گوش کنند و سپس بر اساس سلیقه خود بهترین موسیقی را انتخاب کنند.

فخرالدینی گفت: ما نمی‌توانیم برای مخاطبان تعیین تکلیف کنیم که چه نوع موسیقی گوش کنند. تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که تلاش کنیم بهترین آثار خلق شود. موسیقی این قابلیت را دارد که با هر نوع مخاطبی ارتباط برقرار کند پس باید بهترین موسیقی‌ها به گوش آن‌ها برسد.

این نوازنده تأکید کرد: من هم مانند همه هنرمندان از وضعیت پیش‌آمده ناراضی هستم ولی نباید دست روی دست بگذاریم. نباید فقط از مسئولین توقع داشته باشیم که شرایط را هموار سازند. هنرمندان مسئولیت بزرگی بر دوش دارند و زمان آن رسیده که با کمک هم موسیقی را نجات دهیم.

+ نمی‌توانیم برای مخاطبان موسیقی تعیین تکلیف کنیم
برخلاف دیگران، خاویر باردم با صراحت پشت وودی آلن ایستاد
1 روز پیش ارسال شده

باردم در این جشنواره بار دیگر مواضع خود را درباره ماجرای اتهامات جنسی علیه وودی آلن تکرار کرد. این بازیگر که در فیلم «ویکی کریستینا بارسلونا» به کارگردانی آلن بازی کرده است، می‌گوید حاضر است بدون درنگ در فیلم دیگری به کارگردانی وودی آلن بازی کند.

باردم گفت: «وودی آلن نابغه است. من حاضرم همین فردا در فیلم دیگری از او بازی کنم.» و با تاکید بر اثبات بی‌گناهی وودی آلن در دادگاه گفت: «اکنون ۱۱ سال از آن دادگاه گذشته و همان اتهام دوباره مطرح شده است. این شکل تهمت زدن که در فضای عمومی مطرح می‌شود خیلی خطرناک است. اگر روزی دادگاهی برگزار شد و در آن وودی آلن مجرم شناخته شد من هم نظرم را تغییر می‌دهم اما تا این لحظه چیزی در این باره تغییر نکرده است.»

او که نخستین بار در جشنواره سن‌سباستین با اشنابل روبه‌رو شد در این باره گفت: «اشنابل به من پیشنهاد بازی در فیلمش را داد و من هم پذیرفتم.» اما این پایان ماجرا نیست چرا که اشنابل فقط ۲۰ روز پیش از آغاز فیلمبرداری متن فیلمنامه را به باردم می‌دهد.

برای مشاهده ادامه مطلب کلیک کنید.

+ برخلاف دیگران، خاویر باردم با صراحت پشت وودی آلن ایستاد
تیم فوتبال گل کوچک “سی نت” به یک چهارم نهایی راه یافت + اعلام نتایج کامل و برنامه بازی های یک چهارم نهایی مسابقات گل کوچک دومین دوره جام «همدلی رسانه» –
1 روز پیش ارسال شده








تیم فوتبال گل کوچک “سی نت” به یک چهارم نهایی راه یافت + اعلام نتایج کامل و برنامه بازی های یک چهارم نهایی مسابقات گل کوچک دومین دوره جام «همدلی رسانه»


::

۲۵ مهر ۱۳۹۷  ::











مسابقات فوتبال گل کوچک دومین دوره جام «همدلی رسانه»



 



سی نت:
دور گروهی مسابقات فوتبال گل کوچک دومین دوره جام «همدلی رسانه» در کرج برگزار شد و تیم “سی نت” با دو برد و یک تساوی به عنوان تیم دوم گروه اول به مرحله یک چهارم نهایی راه یافت.

در گروه اول، تیم های “صداوسیما” و “سی نت” با هفت امتیاز (دو برد و یک تساوی) و تفاضل گل ۹+ و ۵+ به ترتیب در رده اول و دوم قرار گرفتند و تیم “شهرآباد” با ۳ امتیاز (دو باخت و یک برد) عنوان سومی را از آن خود کرد. در این گروه تیم “دنیای هوادار” بدون امتیاز (سه باخت) در قعر گروه ایستاد.

نتایج کامل بازی های گروه اول:

شهرآباد ۱ – سی نت ۳
دنیای هوادار ۰ – صدا و سیما ۶
صداو سیما ۳ – شهرآباد ۰
دنیای هوادار ۰ – سی نت ۳
صدا و سیما ۰ – سی نت ۰
دنیای هوادار ۲ – شهرآباد ۳

رده بندی:
۱ – صدا و سیما / ۷ امتیاز / ۹+
۲ – سی نت / ۷ امتیاز / ۵+
۳ – شهرآباد / ۷ امتیاز / ۴-
۴ – دنیای هوادار / ۰ امتیاز / ۱۰-

در گروه دوم، تیم “عصر البرز” با ۷ امتیاز (دو برد و یک تساوی) و تیم “خانه مطبوعات” با ۶ امتیاز (دو برد و یک باخت) رده های اول و دوم را به خود اختصاص دادند و تیم های “صبح البرز” و “۹۰ البرز” با کسب دو و یک امتیاز به ترتیب سوم و چهارم شدند.

نتایج کامل بازی های گروه دوم:

عصر البرز۱ – خانه مطبوعات ۰
صبح البرز۳ – ۹۰ البرز ۳
۹۰ البرز ۰ – عصر البرز ۲
صبح البرز ۰ – خانه مطبوعات ۱
خانه مطبوعات ۲ – ۹۰ البرز ۰
صبح البرز ۰ – عصر البرز ۰

رده بندی گروه دوم:
۱ – عصر البرز / ۷ امتیاز / ۳+
۲ – خانه مطبوعات / ۶ امتیاز / ۲+
۳ – صبح البرز / ۲ امتیاز / ۱-
۴ – ۹۰ البرز / ۱ امتیاز / ۴-

در گروه سوم هم تیم های “اداره کل ورزش و جوانان” و “روزنامه قدس” با ۷ امتیاز (دو برد و یک تساوی) و تفاضل گل ۴+ به دلیل گل زده بیشتر به ترتیب در مکان اول و دوم گروه قرار گرفتند و تیم “روزنامه ایران” با ۳ امتیاز (یک برد و دو باخت) سوم شد. در این گروه تیم “رستاخیز” بدون امتیاز (سه باخت) عنوان چهارم را به خود اختصاص داد.

نتایج بازی های گروه سوم:

اداره ورزش ۳-رستاخیز ۰
روزنامه ایران ۰ – روزنامه قدس ۲
روزنامه قدس ۳ – اداره ورزش ۳
روزنامه ایران ۳ -رستاخیز ۰
رستاخیز ۱- روزنامه قدس ۳
روزنامه ایران ۲ – اداره ورزش ۳

رده بندی گروه سوم:
۱ – اداره کل ورزش و جوانان / ۷ امتیاز / ۴+
۲ – روزنامه قدس / ۷ امتیاز / ۴+
۳ – روزنامه صبح البرز / ۳ امتیاز / ۰
۴ – رستاخیز / ۰ امتیاز / ۸-

لازم به ذکر است نتیجه بازی تیم های “روزنامه ایران” و “رستاخیز” به دلیل عدم حضور تیم “رستاخیز” سه بر صفر به سود تیم “روزنامه ایران” اعلام شد.

با توجه به نتایج به دست آمده، تیم های “شهرآباد” و “روزنامه ایران” به عنوان دو تیم برتر سوم گروه ها به مرحله یک چهارم نهایی راه یافتند.

برنامه بازی های مرحله یک چهارم نهایی و نیمه نهایی به شرح زیر است:

شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷

یک چهارم نهایی:

w1) صدا و سیما – ایران / ساعت ۱۵:۰۰
w2) اداره کل ورزش – خانه مطبوعات / ساعت ۱۵:۲۰
w3) عصر البرز -شهرآباد / ساعت ۱۵:۴۰
w4) سی نت- قدس / ساعت ۱۶:۰۰

نیمه نهایی:

w1 – w2 / ساعت ۱۶:۲۰
w3 – w4 / ساعت ۱۶:۴۰


 




عکس های مرتبط:







وحید شاهوند، ایمان قاسمی، احمد شاهوند، محمدحسین قاسمی – تیم فوتبال گل کوچک «سی نت»

 





ایمان قاسمی، وحید شاهوند، احمد شاهوند، محمدحسین قاسمی – تیم فوتبال گل کوچک «سی نت»

 







منبع:






سی نت




۳۳

احمد شاهوند




+ تیم فوتبال گل کوچک “سی نت” به یک چهارم نهایی راه یافت + اعلام نتایج کامل و برنامه بازی های یک چهارم نهایی مسابقات گل کوچک دومین دوره جام «همدلی رسانه» –
کارگروه مشترک همکاری معاونت امور هنری و فرهنگستان هنر تشکیل می‌شود
1 روز پیش ارسال شده


کارگروه مشترک همکاری معاونت امور هنری و فرهنگستان هنر تشکیل می‌شود

به گزارش انجمن تئاتر به نقل از روابط عمومی معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نشست مشترک معاونت امور هنری و فرهنگستان هنر با حضور سیدمجتبی حسینی؛ معاون امور هنری، مدیران و مشاوران معاونت و علیرضا اسماعیلی؛ سرپرست فرهنگستان هنر و مدیران فرهنگستان، عصر سه شنبه ۲۴ مهرماه در معاونت امور هنری برگزار شد.

در این نشست، به منظور تعامل و همکاری معاونت امور هنری و فرهنگستان هنر، مقرر شد کارگروه مشترکی تشکیل شود.

سیدمجتبی حسینی؛ معاون امور هنری در این نشست با تأکید بر توجه به جغرافیای هنر و جغرافیای انسانی هنر، گفت: ضرورت دارد که نهادهای گوناگون بخش های اجرایی، آموزشی و پژوهشی هنر در تعامل و ارتباط با یکدیگر فعالیت کنند و امیدواریم در آینده پیش رو، با همکاری معاونت امور هنری و فرهنگستان هنر، قدم های موثری برای هنر برداریم و با هم افزایی، امور هنر را پیش ببریم.

حسینی ادامه داد: فرهنگستان هنر حدود ۲۰ سال تجربه و سابقه دارد و فراز و فرودهایی نیز داشته است و در این دوره، فرصت تجدید تعامل و همکاری فرهنگستان هنر و معاونت امور هنری است.

علیرضا اسماعیلی؛ سرپرست فرهنگستان هنر در این نشست گفت: فرهنگستان هنر بر اساس اساسنامه در حوزه سیاستگذاری، پالایش و آسیب شناسی آموزش و پژوهش گام برمی دارد؛ البته در دوره ای به این اهداف و وظیفه، چندان توجه نشده است و امیدواریم با تشکیل گروه های تخصصی بتوانیم این وظایف و اهداف را دنبال کنیم. در حوزه هنر، ضرورت دارد نهادها با یکدیگر هم افزایی و همکاری کنند و زمینه همکاری بین فرهنگستان هنر و معاونت امور هنری فراهم است.

اسماعیلی ادامه داد: فرهنگستان هنر حدود دو دهه فعالیت کرده، فراز و نشیب داشته و در جریان شناسی، معرفی مکاتب و شخصیت های هنری نقش داشته است و در زمینه پژوهش و نشر نیز فعالیت های موثری در فرهنگستان انجام شده است.

در این جلسه، طرح گفت و گوی دیروز و امروز(هنر) از طرح های معاونت امور هنری ارائه شد و مقرر شد این طرح با همکاری فرهنگستان هنر اجرا شود.

مدیران و مشاوران معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران فرهنگستان هنر در این نشست نظرات خود را درباره حوزه های همکاری بیان کردند.

 

+ کارگروه مشترک همکاری معاونت امور هنری و فرهنگستان هنر تشکیل می‌شود
شیر و سیاره‌ی زحل: تریلر فیلمی درباره‌ی امام علی، که یک کارگردان کویتی ساخته است/ در سرویس ویدیوی “انجمن تئاتر” ببینید+ صحنه‌ی مبارزه با عمرو بن عبدود
1 روز پیش ارسال شده

انجمن تئاتر | شیر و سیاره‌ی زحل: تریلر فیلمی درباره‌ی امام علی، که یک کارگردان کویتی ساخته است/ در سرویس ویدیوی “انجمن تئاتر” ببینید+ صحنه‌ی مبارزه با عمرو بن عبدود

+ شیر و سیاره‌ی زحل: تریلر فیلمی درباره‌ی امام علی، که یک کارگردان کویتی ساخته است/ در سرویس ویدیوی “انجمن تئاتر” ببینید+ صحنه‌ی مبارزه با عمرو بن عبدود
ابراهیم داروغه زاده دبیر سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر شد –
1 روز پیش ارسال شده








ابراهیم داروغه زاده دبیر سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر شد


::

۲۵ مهر ۱۳۹۷  ::











ابراهیم داروغه زاده



 



سی نت:
ابراهیم داروغه زاده به عنوان دبیر سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر انتخاب شد.

به گزارش سی نت به نقل از روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی و بصری، پیرو اعلام رییس سازمان سینمایی در اردیبهشت ماه مبنی بر تداوم حضور داروغه زاده در این دوره جشنواره فیلم فجر، با طی رفع مشکل اداری، وی همچنان و رسما دبیر جشنواره فیلم فجر خواهد بود.

داروغه زاده دبیر سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر نیز بوده است.

فراخوان سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر طی روزهای آینده منتشر خواهد شد.


 




منبع:






سی نت




۱۳

فائز حسینی




+ ابراهیم داروغه زاده دبیر سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر شد –
نمایشنامه­‌های متاثر و موثر / نسبت‌های بهرام بیضایی با تعزیه ۴
2 روز پیش ارسال شده

سرویس تئاتر انجمن تئاتر: در میان نمایشنامه‌های بهرام بیضایی به لحاظ ساختاری چندین گرایش متفاوت وجود دارد که در این دسته‌بندی‌ها نمایشنامه‌هایی با ساختار تئاتر غربی، نقالی یا برخوانی، تعزیه، عروسکی و مضحکه و تقلید نمایان هست.

شاید همین وجوه سنت‌های نمایش ایرانی است که او را نسبت به خیلی‌ها که در ایران نمایشنامه می‌نویسند، متمایز می‌کند و این خود سرآغاز نگره ملی شدن تئاتر ایرانی است که بشود در این ساختارهای کهن و دیرینه همچنان فعل و انفعال امروزی و حتی نگاه جهان شمولانه را تزریق کرد.

در میان نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌های بیضایی می‌گویند که “هشتمین‌ سفر سندباد”، “فتح‌‌نامه‌ کلات‌”، “خاطرات‌ هنرپیشه‌ نقش‌ دوم‌”، “پرده‌ خانه‌”، “دنیای‌ مطبوعاتی‌ آقای‌ اسراری‌”، “ندبه”، “مجلس ضربت خوردن” و “مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین” وام‌دار تعزیه ایرانی هستند و هر یک به گونه‌ای از این ساختار نمایش ایرانی و تکنیک‌هایش بهره‌وری کرده‌اند. در این نوشتار برخی از این نمایشنامه‌ها را مورد بررسی قرار داده‌ایم که بشود آشنایی بهتری با چگونگی و میزان تاثیرپذیری از تعزیه را پیدا کنیم. ‌

بیضایی‌ در شروع‌ هرکدام‌ از نمایشنامه‌های‌ متاثر از تعزیه، اشاره‌ به‌ نسخه‌خوانی‌ می‌کند. تاکیدی‌ خاص‌ نیز به‌ چیدمان‌ صحنه‌ در دستور‌ صحنه‌ می‌کند؛ چیدمانی‌ نظیر و شبیه‌ به‌ تعزیه‌. نسخه‌خوانان‌ نیز یا گروهی‌ هستند یا افراد خاص‌. اغلب طراحی‌ برای‌ این‌ متن‌ها سکوی‌ گرد است‌ و رویدادها نیز روی‌ همان‌ سکو می‌افتد.

صحنه‌ جایگاه‌ بازی‌ گوناگون‌ یا به‌ معنای‌ دقیق‌تر نسخه‌خوانی‌ متفاوت‌ است‌. مضامین‌ این‌ نمایشنامه‌ها عموما تراژیک‌اند. روایت‌ نیز مبتنی‌ بر حزن‌ و اندوه‌ است‌. این‌ دسته‌ آثار شباهت‌ فراوانی‌ با تعزیه‌ دارند. برای‌ مثال‌ نگاه‌ کنید به‌ صحنه‌ افتتاحیه‌ نمایشنامه‌ “ندبه‌”. اولین‌ حاضران‌ بر سکو دسته‌ عزاداران‌ زن‌ بر صحنه‌ است‌ که‌ یادآور هجوم‌ زنان‌ بر زمین‌ بعد از فاجعه‌ در تعزیه‌ است‌.

در این نوشتار ۴ نمایشنامه از بیضایی از ۴ دهه ۵۰، ۶۰، ۷۰ و ۸۰ برگزیده شده که اینها متاثر از تعزیه هستند و درباره چگونگی آن و نتایج و برآیند حاصل از آن در ساختار متون بحث شده است. ندبه (۵۶)، پرده­‌خانه (۶۳)، مجلس ضربت زدن (۷۹) و مجلس شبیه؛ در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رُخشید فرزین (۸۳) این چهار نمایشنامه هستند  که در ادامه درباره‌شان می‌خوانید:

 

ندبه

بهرام بیضایی “نُدبه” را سال ۵۶ نوشته، بخشی از آغاز نمایشنامه تابستان ۱۳۵۹ در شمارهٔ سوّم نامهٔ کانون نویسندگان ایران آمده. نسخهٔ کاملش اوّل بار تابستان ۱۳۶۲ در شمارهٔ سوّم جُنگِ الفبای پاریس به نام بهروز برومند چاپ شد. این نمایشنامه می‌خواست سال ۹۵ در تالار شهرزاد اجرای عمومی شود که نشد.

در آن رویدادها به سال‌های انقلاب مشروطه مربوط می‌شود و نابسامانی‌های اجتماعی و فرهنگی ایران را در آن برهه نمایان می‌کند. در واقع موقعیت تاسف بار زن و تحقیر بی‌وقفه‌ او در نظام مردسالار آشکار می‌شود. اما این تحقیرها و تهدیدها نمی‌تواند شعله‌ آگاهی و چراغ اعتراض زن را به کلی خاموش گرداند. بهرام بیضایی در آثارش نشان داده است که تاریخ ایران را به خوبی می‌شناسد. اما هیچ یک از آثارش تاریخ صرف نیستند. او از تاریخ برای بیان افکارش بهره می‌گیرد، اما گاه تاریخ سایه سنگین خود را بر آثار بیضایی تحمیل می‌کند. مثلا در نمایشنامه “ندبه” او از تعزیه برای ساخت نمایش خود بهره برده است و اما سایه سنگین انقلاب مشروطه برای اثر هدیه است.

در میان آثار به روز شده تعزیه، ندبه بیضایی، بی‌تردید بهترین اثری است که تعزیه را در قالبی مدرن به صحنه کشانده است. داستان حکایت ورود دختر جوانی به نام زینب، در بحبوحه مشروطه، در خانه‌ای است که در میانه داستان مشخص می‌شود، خانه زنان است. این نمایش با محور دو گونه نمایشی بازی‌های زنانه و تعزیه شکل گرفته است. منتها بیضایی روایت خودش را از تعزیه داشته است. در این نمایش اشقیا به شیوه نمایش‌های سنتی نیستند. همان گونه که اولیا هم زمینی شده‌اند. صحنه لباس پوشیدن زینب در صحنه‌های پایانی این نمایش یکی از درخشان‌ترین بخش‌هاست. هر تکه از این لباس را از یکی از دوستان می‌گیرد. لباسی هفت تکه از پیراهن و شلیته و چارق و روبند و عبا. صحنه کربلای زینب در ندبه میدان توپخانه است که زیر آماج توپ و شرنبل قزاق‌ها و نیروهای محمدعلی شاهی است. حرف‌ها، حرف‌های مشروطه‌خواهی است. در روایت بیضایی این زینب است که در نهایت در میدان توپخانه تکه تکه می‌شود: روزی باشد که فنا بیاید / روزی که دیوارها نایستند / روزی که پاکی آماج تهمت شود.

اسامی هیچ یک از شخصیت‌ها با اسطوره‌های ایرانی یکی نیست. مگر زینب که به یادآورندۀ حضرت زینب(س) و وقایع عاشوراست. فرم اجرایی نمایشنامه که توسط نویسنده پیشنهاد شده است. سکویی است که در وسط قرار دارد. با توجه به اینکه بیضایی همواره گوشۀ چشمی به تعزیه و فرم اجرایی آن دارد، پس دور از واقعیت نیست که شخصیت زینب را برآمده از داستان عاشورا و خاندان پیامبر(ص) بدانیم.

حضرت زینب نماینده و الگوی زنی مستحکم شجاع و دلاور است. او در لحظه لحظه وقایع عاشورا در صحنه حضور دارد و پس از آن در بارگاه یزید با سخنرانی هشداردهنده و شجاعانه‌اش از خاندان و یاران شهید شده‌اش دفاع می‌کند.

زینب در نمایشنامه بهرام بیضائی نمونه‌ای از یک دختر پاک و ناآگاه است که در روند نمایشنامه و اتفاقات پیرامونش به خودشناسی می­‌رسد. در واقع با نگاهی کلی‌تر می‌توان نمایشنامۀ ندبه را تعزیه‌ای برای مشروطیت به حساب آورد. با شخصیت‌های شناخته شده‌ای چون زینب و عبیدالله. تقابل زینب و عبیدالله اشاره به وقایع کربلا دارد. عبیدالله در لشکر یزیدیان اکنون نامزد زینب شده است. او دخترک را به پول ناچیز فروخته و پس از آن در لشکر قزاق‌ها مشروطه‌چیان را به قتل می‌رساند. این بار زینب از قاتل امام حسین (ع) انتقام نمی‌گیرد، بلکه او دستانش را آغشته به خون قاتل آزادی و حریت می­‌کند. این بار زینب اسوۀ زنان فداکار برای کسب مشروطیت می‌شود. تپانچه‌ای که او از قنداق درآورد، به گونه‌ای زبان اعتراض اوست. زبانی برای بیان خشم نهفته و آرام نشدنی او. اگر حضرت زینب یزید را عامل جنایت می‌شمرد و از او انتقاد می‌کند، زینب دست به تپانچه می­‌شود.

این شخصیت­‌ها نمونۀ کامل الگوی اسطوره‌ای خود نیستند،  بالاخص شخصیت زینب. او در ابتدای نمایشنامه دختری پاک و غافل از امور دنیا است که توسط پدر و نامزدش در طربخانه‌ای رها می‌شود، با نگاهی به روند تحول این شخصیت در طول نمایشنامه می‌توان به این نتیجه رسید که او در پی یافتن اصل و اساس اسطوره‌ای خویش است، در نهایت او در پایان نمایشنامه با انتقام از مخالف آزادی و حقانیت به الگوی ازلی زینب نزدیک می‌شود.

شخصیت عبیدالله، تغییر و تحول چندانی در طول نمایشنامه ندارد. او مرد بی‌وفایی است که نامزدش را در ابتدای نمایشنامه به پولی می‌فروشد و در انتها نیز به صف قزاق‌ها می‌پیوندد و مدافعان آزادی را می‌کشد، او از ابتدا ویژگی‌های کهن نمونه خود را داراست اما با این حال در طول نمایشنامه این جنبه‌های ستیزه‌جویانه تشدید می‌شود و او را به جایی می‌رساند که قتل و کشتار آزادی‌خواهان را برای خود افتخار می‌داند.

پرده‌خانه

نمایشنامه “پرده‌خانه” در سال ۱۳۶۳ خلق شده و تابستان ۱۳۷۲ به انتشار رسیده است که از سوی محققان و پژوهشگران بسیار مورد توجه واقع شده و از آن سخن گفته شده است. این نمایشنامه تابستان ۹۷ توسط شیما اسدی، کارگردان جوان در تالار مولوی به صحنه آمد.

صرف نظر از تعزیه‌هایی که موضوع و محتوای آنها به زنان مربوط می‌شد مثل مجلس بی بی شهربانو در دوره قاجار مجالس تعزیه زنانه نیز برپا می‌شد. در این مجالس که در دهه اول محرم هرسال در منزل قمرالسلطنه دختر فتحعلی شاه برگزار می‌شد، همه تعزیه‌خوانان و تماشاگران زن بودند. در منابع نام برخی از زنان تعزیه‌خوان این دوره آمده است: ملانبات (مخالف خوان)، ملافاطمه، ملامریم و حاجیه خانم دختر فتحعلی شاه (تعزیه گردان). تعزیه زنانه به سبب تنگناهای عرفی گسترش نیافت و به منازل ثروتمندان و شاهزادگان محدود شد و ظاهرا برگزاری آن تا اواسط سلطنت احمدشاه قاجار (۱۳۲۷ـ۱۳۴۴) ادامه یافت (بیضایی ص ۱۶۰ـ ۱۶۱). البته از برگزاری مجالس زنانه تعزیه در ادوار بعد نیز گزارش‌هایی در دست است. تعزیه‌های درباری در زمان قاجاریان بویژه در دوره ناصرالدین شاه از یک سو شاه را سرگرم می‌کرد و از سوی دیگر سبب عوام‌فریبی و دیندارنمایی او می‌شد.

نمایشنامه “پرده‌خانه” از جمله آثاری است که در حیطه سنت‌های زنانه تعریف می‌شود؛ عوامل اجرایی و دست‌اندرکاران اصلی این قبیل آثار زنان هستند. گروه زمینۀ اصلیِ داستان بر اساس مشکلات و مسائل مربوط به زنان شکل می‌گیرد. در طبقه‌بندی محدودتر می‌توان این نمایشنامه را به لحاظ تم اصلیِ آن، تعزیه زنانه نامید. در این تعزیه به مرثیه و مویه زنان به عنوان نیروهای زاینده و آبادکننده اشاره شده است. مضمون اصلیِ “پرده‌خانه” همانند تعزیه جنگ بین خوبان و بدان است. در این جنگ و ستیز، زنان به سان نیروهای زندگی بخش در برابر سلطان و یارانش می‌ایستند. نویسنده نیز در آغاز نمایشنامه با تقسیم اشخاص بازی، مشابه عنوان نمایش‌های تعزیه بر این معنا صحه می‌گذارد و موضع خویش را هویدا می‌کند.

نویسنده همانند متون تعزیه، بازیگران را به دو دسته تقسیم می‌کند: نسخه‌خوان‌ها که در طول نمایش سخن می گویند و نعش (سیاهی لشکر)ها که فقط حضور فیزیکی دارند. متن اثر همانند بعضی از تعزیه‌نامه‌ها -چون عباس هندو- از سه قسمت پیش واقعه، واقعۀ اصلی و نتیجه‌گیری تشکیل شده است. نمایشنامه با بازی درآوردن، زنان بازی‌خانه (پیش واقعه) شروع می‌شود و سپس با ورود نوسال، سوگلی و غنیمت جدیدِ سلطان و کشته شدن سلطان (واقعۀ اصلی) به سبب ماجراهای گوناگون اثر ادامه پیدا می‌کند و سرانجام زنان پرده‌خانه، غلامان و خواجگان آزاد می‌شوند.

همچنین برای مسخره نشان دادن این نمایش‌ها نظیر همتایشان از وسایل خانه بهره گرفته و با کاربردی ماهرانه، فضایی شاد می‌آفرینند.

دو نوکر هر یک جارویی را چون کمانداران به پشت بسته‌اند، دو طرف طبل می‌زنند… (ص ۵) در ابتدای اجرای بازی فتح سلطان توسط زنان، بازی در پایان نمایشنامه طبق سنت اجرایی تعزیه‌نامه و به دستور گلتن – که چون معین البکاء در تعزیه عمل می‌کند – زنان به پیشخوانی می‌پردازند که حال و فضای خاص و لازم را برای اجرای نمایش به وجود آورند. (ص ۲۱۸ و ۲۱۹) در بخش آخرِ همین بازی (مجلس فتح) سلطان نقش خود را برای آزمایش زنان و دیگران بازی می‌کند و سرانجام کشته می‌شود. (ص ۲۳۴ و ۲۴۴)

صحنۀ اجرای نمایش اصلی، سکویی چهار گوش است. این سکو در طول اجرا همانند سکوی تعزیه عمل می‌کند و مکان‌ها و زمان‌های گوناگونی را شکل می‌دهد. بازیگران تنها با برداشتن چند قدم روی سکو و با دور زدن آن و نامیدن اسم محل جدید، مکان‌ها را شکل می‌دهند و از این حیث از قواعدِ خاصِ این گونه نمایش‌ها بهره‌برداری صحیح و کامل به عمل می‌آورند. (ص ۱۱۲ و ۱۱۳)

در نمایشنامه پرده‌خانه، رنگ لباس‌ها چون تعزیه قراردادی بوده و طبق خصوصیات و خصلت‌های شخصیت‌ها تعیین شده است. از روی رنگ لباس می‌توان دسته‌های مختلف را تشخیص داد.

گلتن: ترس! می‌ترسد از شما.

صندل: از ما؟!

گلتن: از این جامه‌های سرخ و چهره‌های مهاجم. (ص ۲۸)

گلتن در این نمایشنامه، عملکردی همانند معین‌البکای تعزیه دارد. او معین‌البکایی محبوب بوده و دوره‌ای کامل از هنرهای مختلف را آموخته است.

گلتن: وقتی حذوک بودم تار و خط و رقص به من آموخته و چون بالیدم چوگان و کمند و تیراندازی، پس شعر و لطایف‌خوانی و غرایب‌گویی و… (ص ۳۱)

گلتن با قدرت و با صلابت، نمایش را اداره می‌کند. با آگاهی از توانایی بازیگران نقش‌ها را به آنها می‌سپارد و تذکرات لازم را می‌دهد. (ص ۲۰۰) در هر قسمت از نمایش که به نوای ساز و موسیقی احتیاج باشد، گلتن دستور لازم را به نوازندگان می‌دهد. (ص ۶۵) گلتن مواظب بازی بازیگران است تا کوچک‌ترین خطا و اشتباهی رخ ندهد. او هرگاه که اشتباهی پیش می‌آید با مهارت و ظرافتی خاص، آن را رفع و رجوع می‌کند. (ص ۱۸۶ و ۲۰۷)

نویسنده در این نمایشنامه یکی از قراردادهای مهم تعزیه؛ یعنی خواب دیدن روح عزیزانِ از دست رفته و گفت‌وگو با آنها را مورد استفاده قرار می‌دهد. در تعزیه فقط شخصیت‌های پاک و بی‌گناه در خواب با روح عزیزان و بزرگان خود صبحت می‌کنند و مسائل بر آنها روشن می‌شود (تعزیه حر). نوسال نیز در “پرده‌خانه” چنین وضعیتی دارد. (ص ۴۹ و ۵۰) زنان چون بازیگران این مجالس، چنان نقش مردان را گرته‌برداری کرده و با حالات و… ویژگی‌های بدنی – بیانی روی صحنه عمل می‌کنند که گویی به واقع مردی به ایفای نقش پرداخته است.

سلطان: … ولی مردان، مردان را به این خوبی چگونه گرته‌برداشته‌اید؛ شما که از آنان دورید. (ص ۲۲۴)

در نمایشنامه “پرده خانه” همانند تعزیه و مجالس تقلید، هر تصویری که در قالب گفت‌وگو ذکر می‌شود، همزمان به ساده‌ترین شکل و با استفاده از قراردادهای بازی به نمایش درمی‌آید. (ص ۱۱۳)

نمایشنامه نظیر همه تعزیه‌های ایرانی که خاستگاه عامیانه و مردمی دارند، از آیین‌ها و رسومِ نواحیِ گوناگون بهره برده است. رسومی چون مویه بر مرگ عزیزان، اسپند دودکردن و… مضاف بر استفاده تکنیکی نویسنده از شگردهای نمایشی ایرانی، به اثر حال و فضایی عامیانه و ایرانی بخشیده است. (ایلناز به زانو در می‌آید و موی پریشان می‌کند و زبان می‌گیرد و مویه می‌کند.)

ایلناز: های ولم ولم ولم – های دلم دلم دلم

دلم – های – … ( ص ۲۰۶)

به لحاظ شکل اجرایی، آن گونه که در متن نمایشنامه “پرده‌خانه” توضیح داده شده، این نمایش‌ها بر اساس قوانین و قراردادهای موجود در نمایش‌های عامیانه زنانه به نمایش درمی‌آید. بر اساس اصول خاصِ این نوع بازی‌ها، بازیگران نمایش‌های زنانه پرده‌خانه نیز زن هستند و در مواقع مورد نیاز، در نقش مرد هم ظاهر می‌شوند. زنان به راحتی و با ابتدایی‌ترین وسایل، چون نصب ریش و سبیل مصنوعی یا پوشیدن لباس‌های مردانه و یا با تقلید صدای مردان، نقش آن‌ها را بازی می‌کنند.

محل اجرای بازی زنان و وقایع اصلی همانند نمایش‌های زنانه‌ عامیانه دور از چشم نامحرمان و درون اتاقی بزرگ در قصر است، زیرا بازیگری و نمایش دادن زنان از نظر اجتماعی ناخوشایند و دور از مردانگی و غیرت مردان بوده است.

مجلس ضربت زدن

“مجلس ضربت‌ زدن” نمایشی درباره ضربت‌ خوردن امیرالمؤمنین علی(ع) به دست اشقی الاشقیاء “ابن ملجم مرادی” است که در سال ۷۹ نوشته شده است. این نمایشنامه در روزهای ۳۰ و ۳۱ تیرماه ۱۳۹۳ در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به وسیله محمد رحمانیان نمایشنامه‌خوانی شد و یکسال بعد در همین تالار شاهد اجرای عمومی‌اش بودیم.

نمایش‌نامه “مجلس ضربت زدن”، متنی اجتماعی است و ماجرای آن درباره نمایشنامه‌ای‌ است که حول شخصیت حضرت علی(ع) شکل گرفته است. بهرام بیضایی در این نمایشنامه دو پاره تاریخی و معاصر را به هم پیوند زده است.

با این دو شمشیر که به خود می‌بندم با ذوالفقار علی برابرم. این سینه‌پوش آهنین، نشان آهن‌دلی‌ام! این کلاه‌خود تیغ‌شکن، پاسخ درخور سیاف اگر تیغ کشد به فرق سرم! من ــ پسر ملجم ــ نمی‌دانم این کار به عشق می‌کنم یا نفرت!… گفتی ذوالفقار علی را کدام شمشیر‌سازی ساخت؟…

اما شاید در میان این متون، مجلس ضربت‌زدن به کارگردانی محمد رحمانیان به دلیل پرداختن به روایت شهادت نخستین شهید محراب با توجه به قراردادهای رایج شبیه‌خوانی که از موضوعات مورد علاقه بیضایی است، از اهمیت خاصی برخوردار باشد. محمد رحمانیان این متن را تنها متنی نمی‌داند که بیضایی با استفاده از قواعد شبیه‌خوانی نوشته است: “مجلس ضربت‌زدن تنها کار آقای بیضایی در مورد شبیه‌خوانی و قراردادهای مربوط به آن نیست. ایشان از برخی از قراردادهای این نمایش آیینی ــ سنتی ایرانی حتی در فیلم‌های معاصرتری چون “شاید وقتی دیگر” هم استفاده کرده است. المان‌هایی که در شبیه‌خوانی وجود دارد و آن چه می‌شود از این نمایش‌های کهن آموخت این امکان را به آقای بیضایی داده است که بتواند برای بیان برخی از مفاهیم به کار ببندد.”

رحمانیان “مجلس ضربت‌زدن” را در ردیف کارهایی چون راه توفانی فرمان پسر فرمان از میان توفان و گمشدگان و حتی نمایش‌های معاصرتری چون “خاطرات هنرپیشه نقش دوم” می‌داند و در این‌باره می‌گوید: “آنچه این نمایش را به‌عنوان یک اتفاق بزرگ درآورده پیوند‌زدن تاریخ مذهبی و تاریخ روایت‌شده و تکرارشده مذهبی ما با مسایل روز جامعه است. یکی از مسایلی که در این نمایش به تصویر کشیده می‌شود مساله امروز و هنوز هنرمندان است که باعث سوءتفاهم‌های فراوانی شده و زمینه دخل‌وتصرف را در نمایش آثار مذهبی فراهم کرده ‌است.”؛ اتفاقی که به گفته این نویسنده و کارگردان تئاتر با بدفهمی و بدخوانی آثاری چون فیلم “روز رستاخیز” (احمدرضا درویش) و حتی “روز حسین” نوشته خودش به وجود آمده، این است: “بیضایی در “مجلس ضربت‌زدن”، داستان گروه تئاتری را روایت می‌کند که قرار است داستان ضربت‌خوردن حضرت علی(ع) را به صحنه بیاورند. اما با مسأله ممنوعیت نشان‌دادن چهره اولیاء و معصومین روبه‌رو می‌شوند و نمایش­‌شان به‌جای آنکه داستان مولای موحدین و اولین شهید محراب باشد، داستان‌ آدم‌های بد؛ یعنی ابن‌ملجم و قطام می‌شود. این اتفاق در سریال امام‌علی(ع) هم رخ داده است. به دلیل همین ممنوعیت نمایش چهره اولیا، این سریال داستان اشقیا و نمایش شخصیت‌های بد شده است…”

بیضایی نمی‌خواهد در چهارچوب ساختار کلاسیک و تعزیه خود را حبس کند، او نیاز جامعه را می‌داند و مخاطب را در شکل‌گیری درام وارد می‌کند. این ورود متکی به تکنیک فاصله‌گذاری است. اگر نویسنده، کارگردان و گروه هنرمندان و دست‌اندرکاران نمایش در کنار چهار شخصیت اصلی ( ابن ملجم، اعرابی یکم و دوم و قطامه) در متن حضور فعال دارند، به این دلیل است که با برداشتن فاصله زمانی و مکانی درک والاتری از موقعیت تراژیک ممکن شود.

نمایشنامه “مجلس ضربت زدن‌” به قلم بهرام بیضایی درباره ابن ملجم یا امام علی(ع) است. در طول متن نیز بر سر این موضوع بحث می‌شود که چرا نباید علی(ع) را در صحنه نشان داد؟ در حالی‌که چند صد سال قبل چنین امری در شبیه‌سازی‌ها متداول بوده است و گویی ما از زمان عقب مانده‌ایم.

بدیهی است که امام علی(ع) در شب نوزدهم ماه رمضان توسط ابن ملجم، یکی از خوارج در مسجد کوفه ضربه شمشیر می‌خورد و در ۲۱ ماه رمضان شهید می‌شود. بیضایی هم به عنوان نویسنده این موقعیت تراژیک و تاریخی را دستمایه نمایشنامه‌اش قرار می‌دهد، تا در سال‌های اخیر و با گذشت ۱۴ قرن آن شرایط را دوباره زنده کند.

اگر در زمان امام علی(ع) سه تن از خوارج مأمور می‌شوند که علی(ع)، معاویه و عمروعاص را به دلیل رعایت عدل، ظلم و مکر و پذیرش رأی حکمیت از بین ببرند، امروز هم چنین اتفاقاتی به گونه‌ای دیگر در حال تکرار است. بنابراین “مجلس ضربت زدن” گذشته و تاریخ را بستری برای بیان بحران‌های سیاسی و اجتماعی امروز قرار می‌دهد که انسان را نسبت به تکرار تاریخ آگاه سازد.

“مجلس ضربت زدن” در ۱۰ صحنه به هم پیوسته برای اجرا تنظیم شده است. در این ۱۰ صحنه شخصیت‌هایی به نام ابن ملجم، اعرابی یکم و دوم، قطامه، کارگردان، دستیار و نویسنده حضور دارند. ۱۲ صحنه پا (همسرا) نیز در حاشیه صحنه می‌ایستند تا در لحظات مورد نیاز مکمل اجرا باشند.

بیضایی صحنه یکم را این گونه آغاز می‌کند:

با روشن شدن صحنه بازیگر ابن ملجم دیده می‌شود که درست وسط نور، پشت به تماشاگران، دو شمشیر عربی را به هر سو می‌چرخاند و می‌گرداند و گونه‌ای تمرین جنگی و آماده‌سازی را به نمایش در می‌آورد و یک‌باره در همان حال ناگهان می‌چرخد ( ص . ۷)

بیضایی درباره این لحظه در صفحه ۸۱ و صحنه دهم از زبان ابن ملجم می‌گوید:

ـ من به شما می‌خندم. شما که گویا نیکید. شما نیکان همگی از صحنه‌های آینده حذف می‌شوید؛ تنها من می‌مانم که بدترینم! هیچ صحنه‌ای شما را نشان نخواهد داد به خاطر اینهمه نیکی‌تان. منم که در نورم و بر سکو! من به نیکی شما می‌خندم اگر مایه‌ حذف شماست! آنها که شما را حذف می‌کنند کاری جز این نمی‌کنند که من کردم!

بنابراین در فاصله این صحنه‌آرایی و خطابه آنچه بر علی (ع) می‌گذرد، یعنی چگونگی شکل‌گیری یک قتل، تصویر می‌شود. در ابتدا بیضایی اشاره به “بازیگر ابن ملجم” می‌کند، و در خطابه ما ابن ملجم را می‌بینیم و در این فاصله‌گذاری آنچه شنیده و دیده می‌شود، استدلال و منطق بیضایی درباره یک واقعه است. البته او نیز در پایان اعتراف می‌کند که از همه آنچه تخیل کرده فاصله می‌گیرد، بلکه خواننده (تماشاچی) خود به قضاوت و داوری درباره آدم‌ها و موقعیت بنشیند. ساختار درام “مجلس ضربت زدن” بدون رعایت اصول ارسطویی و با انطباق بر پیکره تعزیه ایرانی و بهره‌مندی از اصول درام سیاسی قرن بیستم و فن خطابه (سرپوش نهادن بر سر خطیب و از زبان امام نقل گفتن) شکل می‌گیرد.

بیضایی چالش‌‌های چندگانه‌ای را بهانه شکل‌گیری درام خود قرار می‌دهد، تا کنش‌های متعدد و متنوع ظرفیت پذیرش و ورود به داده‌های موقعیت‌ را بالا ببرد، تا در نهایت خروجی استدلال درباره آنچه دیده و شنیده می‌شود، بالاتر برود. بیضایی در ابتدا چالش ابن ملجم با خدا و علی(ع) را مطرح می‌کند و در ادامه با ورود قطامه این چالش بُعد دیگری به خود می‌گیرد. ابن ملجم در پذیرش عشق قطامه و تحریک هوس‌آلود این زن چالش با خود را ادامه می‌دهد.

در ادامه با ورود نویسنده (به نمایندگی از سوی بیضایی)، می‌بینیم که او نیز در چالش با خود، دیگری و جامعه به سر می‌برد. نویسنده از یک سوی مانده است که تن به نگارش چنین متنی بدهد یا نه؟ برای آنکه در ترس و تردید به سر می‌برد مبادا این حرکت تله باشد و یا فقط یک پیشنهاد برای انجام یک کار خلاقه و هنری؟

نویسنده نمی‌داند چرا شرایط امروز نمی‌طلبد تا قدیسین را بر صحنه به نمایش گذاشت؟ و همین عرصه و تنگنا را دستاویزی برای رسیدن به یک موقعیت پر چالش و داغ قرار می‌دهد که در بالا به آن اشاره شد. در ضمن او باید رضایت گروه هنری را جلب کند و در نبودن امام علی(ع) از پس قدرت‌نمایی این اسطوره مذهبی و عدالت‌جو برآید.

چالش‌های ریز دیگری هم در متن مشاهده می‌شود که مربوط به دیگر شخصیت‌هاست، اما همان چالش‌ها مرتبط با نویسنده و ابن ملجم است که در گره‌افکنی‌ها و گره‌گشایی‌ها و فراز و نشیب‌های دراماتیک مؤثر خواهد بود و درام “مجلس ضربت زدن” از برآیند آنها شکل می‌گیرد. مطمئناً در همسویی و موازات این چالش‌هاست که چنین پیکره چند لایه، منسجم و قابل درکی ایجاد می‌شود و با حذف آنها ما فقط با یک روایت تاریخی و دانسته روبرو می‌شویم. همانا هنر بیضایی هم در رسیدن به ساختاری روایی است که روایت تاریخی را به اثری در خور تامل بدل می‌سازد.

بیضایی به منطق و عقلانیت در درک آدم‌ها و اتفاقات بها می‌دهد تا با کمرنگ شدن رابطه حسی بر قدرت خود و آگاهی بیفزاید؛ یعنی همان مواجهه‌ای که در پیکر تئاتر روایی و تعزیه نیز موج می‌زند. همچنین علی (ع) را به عنوان نمونه‌ای از دستگاه عدالت اجتماعی به کل دنیا و آدم‌هایش تعمیم دهد. زیرا که علی(ع) منحصر به شیعیان او نیست، بلکه هر انسان عدالت‌جویی می‌تواند از منظر این اسطوره مذهبی به درک درستی از عدالت برسد زیرا علی (ع) به بهترین نحو ممکن مساوات و برابری را برای همگان بیان کرده است.

مجلس شبیه در ذکر مصایب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید…

 نمایشنامه “مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین” به سال ۱۳۸۳ نوشته شده که هنوز چاپ نشده است. این نمایشنامه به کارگردانی خود بیضایی در تالار اصلی تئاتر شهر در تابستان ۸۴ اجرا شده است.

این نمایشنامه یکی دیگر از رویکردهای بیضایی به تعزیه مدرن است. او با بهره‌گیری از برخی از المان‌های تعزیه در این اثر امروزی روایت خودش را از یکی از وقایع تاریخ معاصر در قالب تعزیه دارد. در این نمایش همسرایان مانند نوحه‌خوانان عمل می‌کنند. او پس از این نمایش مجلس ضربت زدن را نوشت که نوعی برداشتی از تعزیه علوی شهادت امام علی (ع) بود.

به گفته بیضایی، این نمایشنامه درباره قتل‌های زنجیره‌ای نیست. تنها راجع به ایران هم نیست، شرایط شبیه آن را در هر جا و هر زمانی می‌توان پیدا کرد. هر جا و هر زمانی که روشنفکرانش در سایه ترس زندگی می‌کنند، شب‌ها خواب‌شان نمی‌برد و روزشان هم چیزی شبیه کابوس است. این نمایشنامه درباره زن و مردی است که هر دو یک خواب می‌بینند.

بیضایی دربارۀ اینکه چقدر و چگونه در نمایشنامه “مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین” متاثر از تعزیه است که در نام این نمایشنامه به سه کلمه مجلس، شبیه و مصائب که یادآور تعزیه‌اند، تاکید شده است، می‌گوید: “من عمداً خواسته‌ام این اتفاق بیفتد. من فکر می‌کنم اگر تعزیه به حال خودش رها می‌شد و با طبیعت خودش ادامه پیدا می‌کرد در طی زمان به حدود چنین چیزی تبدیل می‌شد.”

بیضایی در ادامه درباره اینکه تعزیه به طور طبیعی مراحل رشد خود را طی نکرده است، می‌گوید: “به نظر من تعزیه، به معنای نمایش، هیچ وقت به طور طبیعی به راه خودش نرفته است. همیشه یا زیر منع به اصطلاح قشریون بوده یا زیر منع دولت و یا برای تبلیغات مضاعف زیرفشار هر دو دسته. این روند به آن یک حرکت یک قدم به پیش دو قدم به پس داده است و بعد هم که حرکتش با ظهور تجدّد و نمایش فرنگی تا حدودی متوقف شد. تعزیه اگر مسیر طبیعی خودش را ساده و عادی طی می‌کرد به طور طبیعی به شکلی از نمایش می‌رسید هم زمان با تحول جامعه و با ظرفیت معاصر شدن و طرح موضوع‌های بیشتر.”

او درباره مسائل روزی که می‌توانست در تعزیه مدرن مطرح شود، بر این باور هست: “مضمون‌های غیرمذهبی را هم در بر می‌گرفت همچنان که این اتفاق شروع شده بود و می‌رفت که شاخه‌ای در آن پیدا شود یا وجه مذهبی کم رنگ‌تر و حتی عرفانی یا درباره خود تعزیه به عنوان نمایش.”

بیضایی در عین حال معتقد است که در تعزیه نوین می‌توان هم به لحاظ ساختار و هم معنی و هم با تجدید نظری در هر دو می‌شود از تعزیه سنتی استفاده کرد و در این باره توضیح می‌دهد: “تعزیه امکاناتی به ما می‌دهد که من بسیاری از آن‌ها را دوست دارم، از آن جمله سیال بودن زمان و مکان است. نمود این را می‌توان به طور مشخص در صحنه آخر نمایش دید. در آن‌ جا زمان به دو سال بعد می‌رود و دوباره به زمان حال برمی‌گردد و این رفت و برگشت‌ به راحتی و روانی اتفاق می‌افتد. سیال بودن زمان و مکان و سادگی تعویض‌ها را از تعزیه آموخته‌ام؛ هم به من آزادی و امکان خلاقیت می‌دهد و هم کمک می‌کند تا از تئاتر روان‌شناسی و تئاتر متظاهر به واقع‌گرایی و غیره و غیره… دور شوم و در عین حال مجهزم می‌کند که جهش‌هایی به جلو و به طرف پیشرفت موضوع بردارم.”

پیامد

باید گفت که تعزیه همواره می‌تواند به عنوان ساختاری نمایشی در خدمت دیگر نمایش‌های مدرن باشد و همه می‌تواند از این چشمه جوشان بهره‌مند شوند چون فقط و فقط در اختیار بهرام بیضایی نبوده است بلکه او در مقام یک ایرانی هوشیار و نوآور و در مواجهه با کشف وجوه پنهان و آشکار این هنر نمایشی، آن را غبار روبی کرده، صیقل داده و مزین به تمام قابلیت‌ها و پتانسیل‌هایش در بازآفرینی‌های متنوع و متعدد آن را به عنوان یک الگوی سازنده برای نوشتن و اجراهای نمایش‌های نوین به ما و کل جهان شناسانده است.

باشد که بدانیم و از این هنر پویای ایرانی به انحاء مختلف برای بهره‌وری‌های هندمندانه‌تر استفاده کنیم که واقعیت نیز همین است که داشته‌های کهن و دیرینه همچنان چون گوهری ناب و درّ بی‌بدیل می‌توانند ما را متوجه عناصر وجودی‌مان در مقام انسان نمایند که تعزیه یک هنر ایرانی و شهودی است و در آن ما فراتر از روزمرگی‌ها می‌توانیم متوجه درون‌مان بشویم و اصالت هنرهای ریشه‌دار هم همین است که در تدارک اجرایی است همچون یک آیین و هر تماشاگری را در تماشاگه هستی متوجه هست شدنش خواهد کرد. بی‌شک تعزیه یکی از ناب‌ترین هنرهای شهودی است که درک هر انسانی را از حقایق درونی‌اش آشکار می‌کند.

 

منابع:

احمدپور سامانی، نسیم، گفت و گو با بهرام بیضایی، ایران تئاتر، پنج‌شنبه ۶ مرداد ۱۳۸۴.

آشفته، رضا، نگاهی به نمایشنامه” مجلس ضربت زدن ”اثر بهرام بیضایی، سایت ایران تئاتر، یکشنبه ۱ آبان ۱۳۸۴.

اصفهانی نژاد، المیرا، نحوه استفاده بیضایی از تاریخ در آثارش، پایان نامه کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تاریخ دفاع ۴ شهریور ۹۶٫

ذوقی‌، حسین‌، اینکه‌ بگوییم‌ بیضایی‌ کیست‌، ایران تئاتر، به نقل از اعتماد، : دوشنبه ۵ دی ۱۳۸۴.

سیفی آزاد، رحمان. تحلیل سه اثر از بهرام بیضایی، مطالعات اجتماعی روان، شناختی زنان، سال ۸، شماره ۱، بهار ۱۳۸۹٫

پرده خانه بهرام بیضایی؛ کولاژی از مولفه‌های نمایش ایرانی، ایران تئاتر، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷.

رد پای تعزیه در آثار نمایشنامه نویسان مدرن، روزنامه شرق > شماره ۱۳۲۵ ۳۰/۵/۹۰ > صفحه ۱۰ (تئاتر).

بررسی جلوه های اسطوره ای / کهن الگویی مادر در نمایشنامه ندبه

 

 

 

 

+ نمایشنامه­‌های متاثر و موثر / نسبت‌های بهرام بیضایی با تعزیه ۴
کارگردان سینما و صداوسیما، اعلام کرد که جشنواره‌های برلین و کن، از سوی صهیونیست‌ها اداره می‌شوند/ او از “کمبود بودجه” و “نبود حمایت” از فیلمسازان ارزشی هم انتقاد کرد
2 روز پیش ارسال شده

انجمن تئاتر | کارگردان سینما و صداوسیما، اعلام کرد که جشنواره‌های برلین و کن، از سوی صهیونیست‌ها اداره می‌شوند/ او از “کمبود بودجه” و “نبود حمایت” از فیلمسازان ارزشی هم انتقاد کرد

+ کارگردان سینما و صداوسیما، اعلام کرد که جشنواره‌های برلین و کن، از سوی صهیونیست‌ها اداره می‌شوند/ او از “کمبود بودجه” و “نبود حمایت” از فیلمسازان ارزشی هم انتقاد کرد
CINETMAG.com – نیم بها شدن بلیت سینماهای تهران در روزهای شنبه
2 روز پیش ارسال شده






سخنگوی شورای عالی اکران خبر داد؛




نیم بها شدن بلیت سینماهای تهران در روزهای شنبه


::

۲۶ مهر ۱۳۹۷  ::











پردیس سینمایی مگامال



 



سی نت:
سخنگوی شورای عالی اکران از اجرای طرح نیم بها شدن بلیت سینماهای تهران در روزهای شنبه از ۲۸ مهرماه خبر داد.

به گزارش سی نت، علی سرتیپی سخنگوی شورای عالی اکران درباره نیم بها شدن بلیت سینماهای تهران در روزهای شنبه عنوان کرد: با توجه به استقبال مردم از بلیت های نیم بها، تصمیم گرفتیم علاوه بر روزهای سه شنبه، سینماها روزهای شنبه هم بلیت نیم بها ارایه دهند.

وی افزود: این کار را برای رفاه حال مردم در شرایط اقتصادی فعلی، حفظ نشاط جامعه و درک شرایط دانشجوها انجام دادیم‌.

سرتیپی در پایان گفت: اجرای این طرح از شنبه هفته آینده ۲۸ مهرماه در سینماهای تهران لازم الاجراست و با توجه به استقبال مردم از این گونه طرح ها، فکر می کنم فروش آثار هم بالا برود.


 




منبع:






سی نت




۱۸

فائز حسینی




+ CINETMAG.com – نیم بها شدن بلیت سینماهای تهران در روزهای شنبه
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت انجمن تئاتر محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
تمامی حقوق مطالب برای وبسایت قدرت گرفته از : بک لینکس